اولین گام موفقیت، تعیین هدف

اولین گام موفقیت، تعیین هدف

اولین گام موفقیت، تعیین هدف

هدف: هدف یعنی اینکه بدانیم کجا هستیم، کجا می رویم و با چه وسیله ای می رویم.این رمز موفقیت شماست.

همیشه در اطراف خود افراد موفق را مشاهده می کنیم. رادیو، تلوزیون و روزنامه ها هر روز در زمینه های مختلف افرادی را به عنوان انسانهای موفق به ما معرفی می کنند و ما مشتاقانه به آنها نگاه می کنیم. از تلاش خود و افرادی که آنها را در این مسیر راهنمایی کرده اند میگویند و ما به داشته ها و نداشته های خود در این مسیر فکر می کنیم. اما مهمترین اصلی که تمام این افراد را به موفقیت رسانده تعیین هدف در ابتدای مسیر می باشد.

طولانی‌ترین مسیرها نیز با اولین قدم آغاز می‌گردند. قدم اول را درست بردارید.

قدم اول: تعیین هدف

اولین قدم در هر کاری تعیین هدف می‌باشد، بدون هدف هر حرکتی به صورت اتفاقی بوده و در نهایت به شکست منتهی می‌گردد. به عبارت دیگر هدف را باید به دقت مشخص نماییم.

به دیالوگ زیر که قسمتی از داستان آلیس در سرزمین عجایب می باشد توجه کنید:

زمانی که آلیس از سوراخ لانه خرگوش که در تنه درخت بود به پایین پرت شد، گربه‌ای را می بیند که می ‌تواند صحبت کند:

آلیس:         می‌توانید کمکم کنید که از کدام طرف باید بروم

گربه:          این بستگی دارد که به کجا می‌خواهی بروی

آلیس:         راستش خودم هم نمی‌دانم کجا می خواهم بروم

گربه:          پس اهمیتی هم ندارد که به کدام سو حرکت کنید

در دیالوگ فوق به سادگی نشان می دهد انسانی که هدف مشخصی را نداشته باشد، هیچ‌گاه به سرمنزل مقصود نمی‌رسد و همیشه در راه آزمودن تجربه‌های مختلف و بی‌حاصل می‌باشد.

لذا در اولین قدم اهداف بلندمدت خود را به منظور آگاهی از جایی که می خواهیم به آن برسیم تعیین می‌کنیم.

 

رکن اصلی موفقیت، هدف گذاریست و افراد موفق می¬دانند که چه می¬خواهند و با تمام وجود و در هر روز زندگی برای دستیابی به

خواسته¬هایشان تلاش می کنند و رتبه های برتر نیز هدفگذاری می کنند به این دلیل که:

۱)     ایمان دارند هدفگذاری مهم است.

اکثر افراد موفق، به اهمیت هدفگذاری واقف بوده و علت آن رشد در محیطی است که در آن هدفگذاری تعریف شده و با افرادی معاشرت می¬کنند که هدفمند می¬باشند و این رازی است آشکار. در واقع عده کمی از افراد به این اصل آگاه بوده و همین علت انگشت شمار بودن کاشفین، فیلسوفان، مخترعین و… است.

۲)     روش هدفگذاری را می دانند.

علت دوم هدفمند بودن این است که آنها می¬دانند چگونه باید هدفگذاری کنند و از آن مهمتر اینکه تفاوت اهداف و رویاها را درک کرده¬اند.

۳)     خود را برنده می بینند.

شکست انسان را رنج می¬دهد، هم از نظر احساسی هم از لحاظ ادراکی دردناک است. حتی افراد موفق نیز گاهی دچار شکست

می¬شوند ولی با این تفاوت که آنها، به خاطر نگاه مثبت به هدف و برنده شدن خود را درگیر وقفه¬های کوچک نمی¬کنند.

۴)     صداهای مزاحم را نمی¬شنوند.

رایج¬ترین علت عدم هدفگذاری افراد معمولی، این است که می-ترسند اگر هدفی را تعیین کنندو موفق نشوند دیگران از آنها سوء استفاده ¬کنند و آنها را به باد تمسخر ¬گیرند. اما افراد موفق به دلیل اینکه به اهداف بلند مدت می¬اندیشند، از سرزنش¬ها و اظهار نظرهای افراد غیرحرفه¬ای ترسی به خود راه نداده و در مسیر خود ثابت قدم می¬مانند.

 

« عقیده به هدف سبب می شود که یک نفر انیشتین شود، یک نفر بتهون و یا یک نفر به صورت قهرمان در آید و دیگری نداند که چرا به دنیا آمده است. اگر هدفتان معلوم، مقصدتان با ارزش، نقشه کارتان عاقلانه و خودتان در انجام آن ثابت قدم هستید، مطمئن باشید که جاه¬طلبی خود را می توانید به دست آورید»

 

نویسنده علی نظیف 

بخشی از کتاب راه موفقیت دو

افزودن یک دیدگاه